X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد

یورو و دلار paypal
شهداشرمنده ایم..... - شهدا شرمنده ایم......
هروقت ديدي تنها شدي بدون خدا همه رو بيرون کرده تا خودت باشي و خودش ...
درباره ما

با سلام بر شما عزیزان این وبلاگ ودارای بخش های مختلفی است خواهشمندم پس از بازدید از وبلاگ در نظر سنجی شرکت کنید کد شامد : 1-0-64-724161-1-1
لينک هاي ويژه
پيوندهاي روزانه
طراح قالب
ثامن تم
آمار وبلاگ
» بازديد امروز : 47
» بازديد ديروز : 4
» بازديد کل : 11775
» تعداد مطالب : 0
» تعداد نظرات : 6
» کاربران عضو شده : 2
ديگر امکانات
... وصیت شهدا .. تاریخ روز ...
روزشمار فاطمیه ... ...

قالب وبلاگ | ابزار پیام نگار
پیج رنک گوگل href="http://samentheme.ir/" target="_blank">ثامن تم؛مرجع قالب وابزار رایگان مذهبی
تماس با مدیر
ذکر روزهای هفته
دعای فرج جنگ دفاع مقدس پخش زنده حرم ساعت فلش مذهبی
پیج رنک گوگل انقلاب اسلامی
وضعیت یاهو مذهبی حدیث موضوعی
روزشمار محرم عاشورا
دعای فرج آیه قرآن تصادفی دانشنامه عاشورا مهدویت امام زمان (عج)
زیارت عاشورا
ذکر کاشف الکرب
روزشمار غدیر http://s2.picofile.com/d/c3d2fb0b-2f9e-4ed2-b681-11fab264b852/Mojtaba
حب العباس :: کرامات حضرت ابوالفضل
g=fa">
پایگاه|مذهبی نوحه تصاویر محرم
شهدا شرمنده ایم....
شهدا
کلام نور
وصیت نامه شهدا
خاطرات شهدا
Create your flash banner free online
زیارت عاشورا وصیت شهدا
خادم
”خادم

ک / ////

شهدا شرمنده ایم...

//
.
......

........ ...

...شهدا شرمنده ایم

مطالب اخير وبگاه

عملیات نصر  8

در تداوم سلسله عملیاتی که در جبهه شمال غرب انجام شد، ضرورت اجرای عملیات به منظور فراهم سازی عملیات بزرگ و گسترده در این جبهه بیش از پیش احساس می شد. به همین دلیل به رغم دشواری های موجود، عملیات نصر 8 از سوی سپاه پاسداران طراحی شد.

اهداف عملیات

تصرف ارتفاعگرده رشو در نتیجه تسلط بر بخشی ازرودخانه قلعه چولانو تسهیل عبور نیروها.

منطقه عملیات

منطقه عملیاتی در شمالسلیمانیه واقع و توسط ارتفاعات بلندگرده رش،گوجار، قمیش، دولبشک، الاغلو، ویولان، گرده شیلانو نیزدشت هرمدان و تپه های جنگاویاحاطه شده است. در این میان، ارتفاع گرده رش از اهمیت بیشتری نسبت به سایر ارتفاعات برخوردار است؛ چرا که برای ورود به منطقه غرب رودخانه قلعه چولان و انجام عملیات های بعدی می بایست این ارتفاع تصرف می شد.

از جمله ویژگی های این منطقه نیز می توان از کوهستانی بودن، محدودیت عقبه، نبود       جاده – به طور خاص در مورد ارتفاع گرده رش – و سرما نام برد.

استعداد دشمن

مسئولیت منطقه عملیاتی بر عهده سپاه یک ارتش عراق بود که با لشکر 44 پیاده از این منطقه – به ویژه ارتفاع گرده رش – دفاع می کرد. تعدادی گردان خفیفه و گروه هایی از نیروهای جاش (کردهای محلی) نیز در مناطقی همچون ارتفاع گوجار، ویسی و الاغلو استقرار داشته و تحت امر این لشکر از مناطق مذکور حفاظت می کردند. تنها نیروی احتیاط لشکر 44 در آغاز عملیات، گردان کماندویی آن بود و حتی سپاه یکم نیز که پدافند منطقه   دربندیخان– شاخ مامندرا با چهار لشکر بر عهده داشت، فقط توانست تیپ 77 پیاده و یک گردان کماندویی را جهت پاتک به منطقه اعزام کند. در مجموع، یگان هایی که تحت امر لشکر 44، قبل و حین عملیات در منطقه حضور یافتند، به قرار ذیل می باشد:

-        تیپ های 39، 74، 77، 83 و 603 پیاده.

-        گردان کماندویی تابع سپاه یکم و گردان کماندویی تابع لشکر 44 پیاده.

-        گردان تانک ابن حارث تابع لشکر 27 پیاده.

-        گردان های 53 و 69 توپخانه.

قوای خودی

نیروهای عملیات بر اساس استعدادی برابر با 11 گردان پیاده به شکلیک قرارگاه ثابت و یک قرارگاه احتیاط سازماندهی شدند.

قرارگاه نجف اشرف هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:

لشکر  11 امیرالمومنین (ع)

لشکر  21 امام رضا (ع)

لشکر  57 اباالفضل (ع)

لشکر  155 ویژه شهدا

تیپ مستقل 12 قائم (عج)

هم چنین، لشکرهای 7 ولی عصر (عج)، 52 قدس و تیپ های مستقل 35 امام حسن(ع) و مسلم به عقیل به عنوان احتیاط قرارگاه در نظر گرفته شدند.

طرح عملیات

مانور عملیات برای تصرف ارتفاع گرده رش به شرح زیر طراحی گردید:

-        تصرف نیمه جنوبی ارتفاع 1418 (قله دوم) توسط لشکر 21.

-        تصرف نیمه غربی ارتفاع 1426 (قله اول) توسط لشکر 11.

-        تصرف نیمه شمالی ارتفاع 1418 (قله سوم) توسط لشکر 57.

-        تصرف نیمه شرقی ارتفاع 1426 (قله اول) توسط تیپ 12.

-        تصرف ارتفاعات 1317 و 1348 (قله چهارم) توسط لشکر 155 ویژه.

هم چنین ، در صورت فراهم شدن شرایط مشاعه، یگان های احتیاط برای تصرف ارتفاعویولان و دشت هرمدانوارد عمل می شدند.

ضمناً، نیروهای اتحاد میهنی کردستان عراق می بایست روی ارتفاع ویولان و شمال آن وارد عمل شود تا ضمن تجزیه توان دشمن، راه ورودی قرارگاه رمضان به داخل خاک عراق بیشتر تامین گردد.

شرح عملیاتنیروها با حرکت از محورهای مختلف پس از 5 الی 8 ساعت راهپیمایی، در نزدیکی مواضع دشمن استقرار یافته و به انتظار فرمان آغاز عملیات نشستند. سرانجام عملیات در ساعت 01:16 بامداد 29/8/1366 با رمز مبارکیا محمد بن عبدالله، ادرکنی آغاز شد و یگان های عملیاتی به طور هماهنگ و هم زمان به مواضع دشمن یورش بردند و پس از یک ساعت موفق شدند قلل 1424، 1426 (قله اول)، 1418 (قله دوم)  و 1391 (قله سوم) و قرارگاه تاکتیکی تیپ 39 را تصرف کنند. از ساعت 5 صبح، دشمن با بکارگیری عناصر باقیمانده از تیپ 39 پاتک کرده و توانست یکی از یگان های خودی را حدود 300 متر عقب  براند.

با روشن شدن آسمان، پاتک دوم عراق نیز شروع شد که با مقاومت قوای خودی سرکوب گردید. پس از آن، هیچ تحرک موثر و مهمی از دشمن در طول روز اول مشاهده نشد.

در شب دوم، نیروهای خودی مجددا وارد عمل شده و سه قله دیگر گرده رش را تصرف کرده و در نهایت موفق شدند به طور کامل این ارتفاع را در اختیار بگیرند.

دشمن که ارتفاع گرده رش را از دست داده بود، از روز سوم عملیات شروع به  پاتک برای  بازپس گیری این ارتفاع کرد که هر یک از آن ها با مقاومت طرف مقابل خنثی شد.

از تاریخ 2/9/1366 نیروهای اتحاد میهنی کردستان عراق روی ارتفاع ویولان وارد عمل شد. این اقدام موجب شد دشمن توجه خود را به آن محور معطوف نماید و پس از دو روز درگیری آن ها را به عقب براند.

نتیجه عملیات-        تصرف ارتفاع گرده رش

-        کشته و زخمی شدن حدود 300 تن از نیروهای دشمن

-        به اسارت در آمدن 200 تن از نیروهای دشمن




مربوط به موضوع :
نويسنده رضا نیک زاد تاريخ 1394/7/22 - 6:40 بعد از ظهر | نسخه قابل چاپ |

مقدمه

حضور دشمن روی ارتفاعات منطقه سردشت – به ویژه ارتفاع دوپازا – نه تنها استقرار نیروهای خودی را در منطقه با مشکلات زیادی مواجه می کرد، بلکه با زیرپوشش قرار دادن عناصر ضد انقلاب، تردد آنها را نیز تسهیل می نمود. بر همین اساس، انجام عملیات به منظور رفع این معضل در دستور کار فرماندهی سپاه پاسداران قرار گرفت.

 هداف عملیات

- خارج کردن منطقه عمومی سردشت از دید و تیر دشمن.

- ایجاد خط مناسب پدافندی در نوار مرزی .

- زیر دید و تیر قرار دادن شهر قلعه دیزه عراق.

- مهار تردد عناصر ضد انقلاب در محور سردشت.

 موقعیت منطقه

سلسله ارتفاعات دوپازا (2791)، که از بلندترین ارتفاعات منطقه محسوب می شود، در 13 کیلومتری جنوب سردشت و در نوار مرزی واقع است. این ارتفاعات از شمال به دو ارتفاعاسپیدان وبفلت؛ از جنوب به ارتفاعاتلک لک، شهید زین الدین،فرفری وکله قندی؛ از شرق به کوه هایرستم آلیان و کانی رش و از غرب به دشت و شهرقلعه دیزه عراق محدود می شود.

استعداد دشمن

مسئولیت پدافند از این منطقه بر عهده تیپ 97 پیاده از لشکر 24 عراق بود که بعد از عملیات نصر 5، این تیپ با چند گردان از تیپ های 81 و 18 پیاده و نیز گردان 49 تانک – که در احتیاط لشکر 24 بود – تقویت شد.

با شروع عملیات، یگان های زیر نیز وارد منطقه عملیات گردیدند:

- تیپ های 71، 29، 78، 505 و 439 پیاده.

- تیپ 17 زرهی.

- یک گردان کماندویی از سپاه یکم.

- دو گردان کماندویی از سپاه پنجم.

- یک گردان کماندویی از سپاه 24.

- یک گروهان کماندویی از سپاه 28.

هم چنین، توپخانه دشمن به استعداد حدود شش گردان بود.

سازمان رزم خودی

قرارگاه قدس:

- لشکر 27 محمد رسول الله (ص) به استعداد 5 گردان.

- لشکر31 عاشورا به استعداد 3 گردان.

- تیپ مستقل 18 الغدیر به استعداد 2 گردان.

- تیپ مستقل 29 نبی اکرم(ص) به استعداد 3 گردان.

هم چنین، هفت گردان توپخانه از سپاه و دو گردان توپخانه از ارتش تحت امر قرارگاه قدس بودند.

طرح عملیات

عملیات می بایست در حدفاصل ارتفاعاتدوپازا وتپه شاه مراد و در دو مرحله انجام شود. در مرحله اول، تصرف ارتفاعاتدوپازا و یال های آن، تپهشاه مراد و یال ارتفاعاتبلفت – واقع در خاک ایران – مورد تأکید قرار گرفت. در مرحله دوم نیز تصرف ارتفاعاتبلفت – واقع در خاک عراق – در دستور کار بود.   هم چنین، نیروها می بایست از سه محور زیر وارد عمل شوند:

محور 1: شمال تپهشاه مراد.

محور 2: از قله اصلیدوپازا به سمت جنوب.

محور 3: از سمت راست قلهدوپازا تایال بلفت خودی در شمالدوپازا.

شرح عملیات

ساعت 24 روز 13/5/1366 یگان های عملیاتی از خط پدافندی خودی حرکت کرده و بر اساس طرح مانور می بایست رأس ساعت 2 بامداد درگیری را آغاز نمایند. در ساعت مقرر، به علت پرتاب منور و نیز تیراندازی دشمن درون شیارها هیچ یک از یگان ها برای شروع درگیری آماده نبودند. این وضعیت ادامه داشت تا این که در ساعت 30: 2 عملیات با رمز مبارک «یا زهرا(س)» در محور 3 آغاز شد. پنج دقیقه بعد نیروهای دو محور دیگر نیز با دشمن درگیر شدند.

در حالی که نیروهای دشمن پس از اندک مقاومتی عقب نشینی می کردند، قوای خودی با موفقیت در سراسر خط به پیش می رفتند. در این میان، نیروهای محور3 ، ساعت 50: 2 هنوز نتوانسته بودند ارتفاع سمت راست قله اصلی را که نقطه الحاق آنها با نیروهای محور 2 بود، تصرف کنند. نیروهای محور 1 نیز قسمت عمده ای از اهداف خود را تصرف کرده و در حال پاکسازی بودند.

در ساعت 40: 3 با تصرف ارتفاعات سمت راستقله دوپازا، الحاق محورهای 2 و 3 انجام شد. این در حالی است که دشمن روی سه ارتفاع دیگر محور 3 همچنان در حال مقاومت بود. حدود ساعت 6 یکی از ارتفاعات مذکور (چهارمین ارتفاع در منتهی الیه شمال دوپازا) توسط نیروهای محور 3 تسخیر شد. در همین زمان، قوای محور 1 نیز مابقی اهداف خود را تأمین کرده و سپس روییال دوپازامستقر گردیدند.

در ساعت 8 نیروهای محور 2 ضمن درگیری شدید با دشمن، ارتفاع پشت قله اصلی را به تصرف در آوردند. نیروهای محور 3 نیز توانستند اهداف باقی مانده در جناح راست دوپازا و روی یال بلفت خودی را تأمین کنند. به این ترتیب، مرحله اول عملیات با موفقیت به پایان می رسد و یگان ها با استقرار روی ارتفاعات به تحکیم مواضع خود می پردازند.

در ساعت 10 صبح، نیروهای دشمن پس از اجرای آتش سنگین توپخانه، با حمایت تانک ها و هلی کوپترهای خود پاتک کرده و با نیروهای خودی در محورهای 1 و 3 درگیر می شود و نهایتاً در ساعت 11 ضمن تحمل تلفات عقب نشینی می کنند.

از ساعت 16 مقدمات مرحله دوم آغاز می گردد. در این ساعت، ابتدا روی مواضع دشمن اجرای آتش می شود، سپس در ساعت 18 نیروهای پیاده به صورت آتش و حرکت از دو محور جاده و یالبلفت به سمت دشمن حمله ور می شوند. نیروهای عراقی که تا این زمان زیر آتش پرحجم خودی متحمل تلفات زیادی شده بودند، پس از مقاومت اندکی تسلیم شدند. به این ترتیب، در اولین ساعات درگیری قله اول بلفت سقوط می کند. ساعتی بعد، پس از اجرای آتش سنگین روی قله اصلیبلفت، نیروهای پیاده پیشروی کرده و ضمن درگیری با دشمن به تدریج منطقه را آزاد می کنند. دشمن که می دانست با از دست دادن ارتفاعبلفت می بایست خط پدافندی اش را در فاصله دورتری تشکیل دهد، سعی می کرد با اعزام نیروهای احتیاط، پیشروی نیروی مقابل را متوقف کند.

پس از ساعت ها درگیری، نیروهای خودی موفق شدند تا صبح روز بعد آخرین قلهبلفت را فتح کرده و آن را پاکسازی کنند. به این ترتیب، مرحله دوم عملیات نیز با موفقیت به پایان می رسد.

با توجه به اهمیت این منطقه، دشمن طی ده شبانه روز با پاتک های سنگی خود کوشید تا مناطق متصرف را بازپس گیرد، لیکن تنها موفق شد در نهمین پاتک، که در نزدیک های صبح روز 23/5/66 انجام شد، قله اصلیبلفت را تصرف کرده و تا نیمه این ارتفاع پیش رود.

با اقدام به موقع و سریع فرماندهی عملیات جهت تمرکز آتش روی قله اصلی، دشمن در ساعت 40: 7 با تحمل تلفاتی از این قله عقب نشست. در ساعت 10: 10 مجدداً دشمن با سازماندهی و تقویت سریع نیروهای خودی و با حمایت آتش توپخانه و پشتیبانی چندین هلی کوپتر به قله اصلیبلفت یورش برده و برای دومین بار در این روز قله مذکور را تصرف کرد. از ساعت 11 الی 30: 11  آتش متمرکز خود را روی این قله ریخته و سپس نیروهای پیاده جهت بازپس گیری مجدد قله وارد عمل شدند و در نتیجه، بار دیگر قله اصلی بلفت از تصرف دشمن خارج شد.

نیروهای عراقی همچنان به تلاش خود برای دستیابی به این قله ادامه دادند، به طوری که در ساعات بعد قله مذکور در چندین بار مورد هجوم آنها قرار گرفت. بر همین اساس و به منظور جلوگیری از وارد آمدن تلفات به قوای خودی و نیز دستیابی به خط پدافندی مطمئن فرمان عقب نشینی از قله مذکور صادر می شود.

نتایج عملیات

- تصرف سلسله ارتفاعات دوپازا.

- قطع دید وتیررسی دشمن از منطقه عقبه خودی و متقابلاً در دید و تیررس قرار گرفتن عقبه دشمن.

- دستیابی به میدانی وسیع جهت ادامه عملیات.

- به اسارت درآوردن 259 نفر و کشته و زخمی شدن حدود 7000 نفر از دشمن.

- انهدام 9 انبار مهمات.

- انهدام 10 تانک و چند عراده توپ.

- انهدام 14 خودرو.

وارد آوردن 50 تا 60 درصد خسارت به یگان های دشمن:

- تیپ 81 پیاده با 4 گردان.

- گردان 2 از تیپ 18 (این گردان تحت امر تیپ 97 بود).

- تیپ 97 با 4 گردان.

- تیپ 29 پیاده.



مربوط به موضوع :
نويسنده رضا نیک زاد تاريخ 1394/7/22 - 6:39 بعد از ظهر | نسخه قابل چاپ |

اهداف عملیات

در قرارداد 1975 الجزایر، خط الراس ارتفاعات میمک به عنوان مرز ایران و عراق تعیین گردید. سپس کمیته های مشترک دو کشور برای تهیه اسناد لازم و میله گذاری مرز به گفتگو پرداختند. این گفتگوها که به کندی انجام می شد، تا آستانه وقوع انقلاب اسلامی به نتیجه تعیین کننده ای نرسید. در این میان، رژیم عراق که به تعیین قطعی مرزها تمایلی نشان نمی داد، با پیروزی انقلاب اسلامی زمینه را بر ملغی کردن قرارداد مذکور فراهم دید و در تاریخ 19/6/1359 به میمک حمله کرد و در تاریخ 21/6/1359 آن را اشغال کرد.

چهار ماه بعد (19/10/1359)، طی عملیات ضربت ذوالفقار، اگر چه دشمن از قلل میمک عقب رانده شد، لیکن شمال و غرب این منطقه همچنان تحت اشغال او بود. این وضعیت ادامه داشت تا این که عملیات عاشورا به منظور آزادسازی ارتفاعات شمال میمک و نیز دامنه غربی آن طراحی و به اجرا درآمد.

اهداف عملیات

-        انهدام بخشی از قوای دشمن.

-        تحمیل پدافند در دشت به دشمن.

-        ایجاد تسهیلات در رفت و آمد از جنوب به غرب و بالعکس و نیز ارتباط و اتصال جبهه های جناحین میمک.

-        آزاد سازی قسمتی از اراضی اشغالی.

-        تامین منطقه میمک با تسخیر و تصرف ارتفاعات مهم منطقه، همچون: گرگنی، فصیل و فرورفتگی میمک.

موقعیت منطقه

سراسر منطقه عملیاتی پوشیده از شیارها و پستی و بلندی های بسیاری است که پراکندگی آنها شکل پیچیده ای به منطقه می دهد. نوع زمین منطقه از خاک رس و در بعضی نقاط همراه با شن می باشد که حرکت خودروها را دچار مشکل می کند.

حد فاصل تنگه های بینا و بیجار که عملیات در آن متمرکز گردیده بود، ارتفاعات نسبتا بلندی قرار دارد که مرتفع ترین آنها کوه میمک است. به هر میزان که از ارتفاعات به طرف خاک عراق پیشروی شود، به تدریج زمین پست تر گردیده و تقریبا مسطح می شود.

ارتفاعات مهم این منطقه عبارتند از: کانی سخت، زالوآب، شورشیرن، شینو، میمک، فصیل، گرگنی، تلخاب، گلم زرد، قلالم و کانی شیخ.

استعداد دشمن

-        تیپ های 403، 503 و 604 پیاده.

-        تیپ 4 پیاده کوهستانی.

-        تیپ 46 مکانیزه.

-        تیپ 12 زرهی.

-        یک گردان از گارد ریاست جمهوری.

-        یک گردان کماندویی.

-        یک گردان جیش الشعبی.

سازمان رزم خودی

فرماندهی و هدایت عملیات بر عهده قرارگاه سلمان بود و نیروهای عمل کننده متناسب با وظایف و اهداف مورد نظر به چهار قسمت به شرح زیر تقسیم شدند:

قرارگاه سلمان

 فجر 1

سپاه = تیپ مستقل 21 امام رضا (ع) با 4 گروهان تانک از تیپ زرهی 28 صفر.

ارتش = تیپ 1 لشکر 81 زرهی با 2 گردان.

فجر 2

سپاه = تیپ مستقل انصار الحسین (ع).

در احتیاط کل عملیات بودند و تا پایان عملیات وارد عمل نشدند.

فجر 3

سپاه = لشکر  5 نصر با 4 گردان + 1 گروهان تانک از تیپ زرهی 28 صفر.

ارتش = گردانِ 211 تانک از لشکر 84 پیاده.

فجر 4

سپاه = تیپ مستقل 29 نبی اکرم (ص).

ارتش = یک گروهان از گردان 211 تانک.

توپخانه = 3 گردان از ارتش و 2 گردان از سپاه.

طرح عملیات

پس از انجام شناسایی های لازم، عملیات از سه محور زیر طراحی گردید:

محور اول= ارتفاعات فصیل، 350 و بانی-  تلخاب، که در مأموریت فجر 1 بود.

محور دوم = ارتفاعات فصیل و یال میمک، که در مأموریت فجر 3 بود.

محور سوم = فرورفتگی میمک، که در مأموریت فجر 4 بود.

شرح عملیات

از غروب روز 25/7/1363، نیروها به طرف اهداف خود حرکت کردند. درگیری با دشمن با رمز یا اباعبدالله الحسین (ع) حدود ساعت 01:30 بامداد در محور میانی (فصیل) آغاز شد و رزمندگان پس از چندین ساعت نبرد موفق شدند در ساعت حدود 9 صبح ارتفاعات فصیل را تصرف و سپس پاکسازی کنند. در این میان، تلاش برای تصرف یال میمک (348) به نتیجه نرسید.

در محور جنوبی (فرورفتگی میمک) که درگیری در ساعت 02:45 آغاز شد، اگر چه نیروها توانستند به برخی از اهداف خود دست یابند، لیکن در حالی که فاقد سنگرهای دفاعی بوده و از امکانات پشتیبانی نیز بی بهره بودند، با پاتک زرهی دشمن مجبور شدند عقب نشینی کنند.

در محور شمالی (گرگنی)، نیروها که اغلب اوقات خود را به خنثی سازی میادین مین و بازکردن معبر اختصاص داده بودند، سرانجام پس از مدتی درگیری با دشمن توانستند ارتفاع گرگنی را تصرف کنند.

در این میان دشمن با جمع آوری و سازماندهی نیروهایش از صبح روز دوم پاتک های سنگین خود را که به آتش شدید توپخانه و حملات هوایی همراه بود، آغاز کرد و هر بار با مقاومت نیروهای خودی مواجه شد و ضمن تحمل تلفات و ضایعات مجبور می شد عقب نشینی کند.

نهایتا، پس از چند روز درگیری بین طرفین، مواضع متصرفه تأمین گردید.

نتایج عملیات

-      بازپس گیری بیش از 50 کیلومتر مربع از مناطق اشغالی.

-        تصرف بخش مهمی از ارتفاعات منطقه (فصیل – گرگنی).

-        در معرض تهدید قرار گرفتن جاده بدره – مندلی.

-        آزاد شدن جاده مرزی خودی.

-        کشته و زخمی شدن حدود 1500 نفر از نیروهای دشمن.

-        به اسارت درآمدن 190 نفر.

-        انهدام چندین دستگاه تانک و خودرو نظامی.

-        به غنیمت درآمدن 4 تانک، 7 خودرو، 6 قبضه تفنگ 106 میلیمتری، 29 قبضه خمپاره انداز و تعداد زیادی سلاح سبک و مهمات.




مربوط به موضوع :
نويسنده رضا نیک زاد تاريخ 1394/7/22 - 6:35 بعد از ظهر | نسخه قابل چاپ |
من پاسدارم و وارث خون های پانزده قرن خط سرخ شهادت تشیع که در عصری استثنایی و پر خاطره قرار گرفته ام و مسئولیتها بر دوشم سنگینی می کند .


بسم‌ الله الرحمن‌ الرحيم‌

من‌ پاسدار وارث‌ خونهاي‌ پانزده‌ قرن‌ خط‌ سرخ‌ شهادت‌ تشيع‌ در عصر استثنايي‌ و پرخاط‌ره‌ قرار گرفته‌ ام‌ و مسئوليتها بر دوشهايم‌ سنگيني‌ مي‌ كند. به‌ آينده‌ و گذشته‌ مي‌ نگرم‌. پس‌ از فكرها و انديشه‌ ها به‌ نتيجه‌اي‌ مي‌ رسم‌ كه‌ در راه‌ پيش‌ خودم‌ مي‌ بينم‌. و يكي‌ اينكه‌ همچون‌ امام‌ حسين‌ (عليه‌ السلام‌) مانند شهداي‌ كربلا با تمامي‌ وجودم‌ در راه‌ خدا بودن‌ و رفتن‌ ما انتخاب‌ كنم‌، به‌ صف‌ شهدا بپيوندم‌. و دومي‌ مانند ط‌اغوتها و يزيدها حيوان‌ وار بمانم‌ و هيچ‌ حركتي‌ هجرتي‌ نداشته‌ باشم‌ و هيچ‌ در هيچ‌ شوم‌. در اين‌ دنيا نزد خداوند و در برابر خون‌ پاك‌ شهدا و مجروحين‌، مسئول‌ و در آن‌ دنيا نيز به‌ آتش‌ دوزخ‌ گرفتار شوم‌.
اولين‌ راه‌ را انتخاب‌ مي‌ كنم‌. تصميم‌ مي‌ گيرم‌ كه‌ حركت‌ كنم‌. هجرت‌ مي‌ كنم‌ و در اولين‌ قدم‌ به‌ موانع‌ و سدها بر مي‌ خوريم‌ كه‌ حيوانات‌ انسان‌ نما كه‌ جلو حركت‌ و تكامل‌ انسانها را گرفته‌ و در گوشه‌ و كنار جامعه‌ به‌ فتنه‌ گري‌ و آشوب‌ پرداخته‌ اند و باز مي‌ بينم‌ كه‌ چگونه‌ شيط‌انهاي‌ بزرگ‌ و كوچك‌ كمر به‌ نابودي‌ اسلام‌ بسته‌ اند. بار ديگر مي‌ خواهند خون‌ صدها هزار شهيد و مجروح‌ را به‌ تباهي‌ بكشند و اين‌ حركت‌ توحيدي‌ را از راه‌ مستقيم‌ منحرف‌ كنند. بر هر مسلمان‌ وظ‌يفه‌ شرعي‌ است‌ كه‌ برخيزند و با اين‌ استعمارگران‌ و شياط‌ين‌ و تجاورزگران‌ تاريخ‌ بستيزند. چون‌ هدف‌ آنها از بين‌ بردن‌ انسانيت‌ و اسلاميت‌ است‌.
من‌ يك‌ پاسدار اسلام‌ هستم‌. به‌ سهم‌ خود بايد حركت‌ كنم‌، براي‌ آزادي‌ مستضعفين‌ و برقراري‌ حكومت‌ اسلامي‌ بايد به‌ امام‌ زمان‌ (عج‌) لبيك‌ بگويم‌. اينان‌ خوب‌ مي‌ دانند كه‌ اگر اسلام‌ پا بگيرد، ديگر جايي‌ براي‌ ماندن‌ آنها نيست‌. چون‌ حكومتهاي‌ آنان‌ متزلزل‌ است‌. بنابراين‌ به‌ هر قيمتي‌ كه‌ شده‌ مي‌ كوشند، اسلام‌ عزيز و مظ‌لوم‌ را نابود كنند. اين‌ جاست‌ كه‌ صدام‌ عفلقي‌ و حسني‌ مبارك‌ با اسرائيل‌ غاصب‌، پيمان‌ دوستي‌ و ملك‌ خالد با هواپيماهاي‌ آواكس‌ آمريكايي‌ از خانه‌ خدا پاسداري‌ مي‌ كنند.
التقاط‌يون‌ و منافيقن‌ دم‌ از اسلام‌ اصيل‌ مي‌ زنند و اين‌ درد است‌، براي‌ مسلمانان‌ جهان‌ كه‌ نشسته‌اند و فرياد نمي‌ كشند. مسئوليت‌ خيلي‌ سنگين‌ است‌. بايد خط‌ سرخ‌ تشيع‌ زنده‌ بماند. بايد غربيها و شرقيها كنار بروند تا زماني‌ كه‌ ظ‌المان‌ و قداره‌ بندان‌ تاريخ‌ هستند، بايد مبارزه‌ كرد.

بنابراين‌ تصميم‌ گرفتم‌ به‌ سوي‌ الله و رشد انسانيت‌، با آگاهي‌ از مكتبم‌ هجرت‌ كنم‌ و سرزمين‌ اسلامي‌ را از اشغال‌ اين‌ بي‌ دينان‌ و فتنه‌ جويان‌ وابسته‌ به‌ شياط‌ين‌ شرق‌ و غرب‌ دربياورم‌. كه‌ ناگهان‌ به‌ فكر مرگ‌ و شهادت‌ مي‌ افتم‌. سخنان‌ امام‌ خميني‌ به‌ ياد مي‌ افتد كه‌ فرموده‌: ((مقصد ما مكتب‌ ماست‌ و يا در جايي‌ فرمود: ((مكتب‌ ما شهادت‌ ماست‌ و يا از پيشواي‌ اسلام‌ حضرت‌ علي‌ (عليه‌ السلام‌) كه‌ فرمود: ((به‌ خدا سوگند علاقه‌ پسر ابوط‌الب‌ به‌ مرگ‌ بيشتر از علاقه‌ ط‌فل‌ به‌ پستان‌ مادرش‌ است‌.
وقتي‌ پيشوايم‌، يعني‌ الگوهاي‌ انسان‌ ها، اين‌ چنين‌ مرگ‌ را توصيف‌ مي‌ كنند، من‌ كه‌ خود را شيعه‌ و پيرو او مي‌ دانم‌ چرا بايد از مرگ‌ و شهادت‌ در راه‌ خدا هراسي‌ داشته‌ باشم‌. او كه‌ امام‌ و مقتدا و الگوي‌ ما بود، در محراب‌ عبادت‌ وقتي‌ شمشير بر فرقش‌ زدند، فرمود: ((به‌ خداي‌ كعبه‌ سوگند [رستگار] شد.. از اين‌ دنيا رفت‌ و راحت‌ شد. پس‌ ما نيز بايد بگوييم‌ و در صحنه‌ باشيم‌. اگر نباشيم‌ تنها ناممان‌ شيعه‌ است‌ و رسممان‌ شرك‌.
يك‌ سفارش‌ به‌ تمام‌ برادران‌ رزمنده‌ كه‌ در جبهه‌ حق‌ عليه‌ باط‌ل‌ مي‌ جنگند، اين‌ است‌ كه‌: براي‌ شادي‌ روح‌ شهدا سنگرها را پر كنند و خالي‌ نگذارند. بالخصوص‌ سنگر اصلي‌ انقلاب‌ را (مسجد). و ديگر اين‌ كه‌ در برگزاري‌ مجلس‌ ترحيم‌ من‌ ط‌وري‌ نباشد كه‌ دشمنان‌ اسلام‌ شاد شوند. حال‌ عزاداري‌ مي‌ كنيد، بكنيد. گريه‌ و زاري‌ مي‌ كنيد، بكنيد. نقل‌ و شيريني‌ پخش‌ مي‌ كنيد، بكنيد. ط‌وري‌ باشد كه‌ اسلام‌ شكوفا و امام‌ عزيز سربلند و خوشحال‌ [شود.]  در آخر از پدر و مادرم‌ تشكر مي‌ كنم‌ كه‌ براي‌ بزرگ‌ كردن‌ من‌ زحت‌ كشيده‌اند. مرا حلال‌ كرده‌ و از تمام‌ دوستان‌ و آشنايان‌ حلالي‌ برايم‌ بگيرند و خداي‌ متعال‌ برايشان‌ صبر و رحمت‌ عط‌ا كند. مادر گراميم‌! افتخار كن‌ كه‌ غير از قامت‌ بيات‌ پنچ‌ فرزند داري‌ كه‌ مي‌ تواني‌ آنها را هم‌ در راه‌ خدا قرباني‌ بدهي‌.

والسلام‌ عليكم‌ و رحمالله و بر كاته‌

 

 
درباره شهید

شهید قامت بیات : فرمانده تیپ مستقل الهادی (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) 
در روستای قره آغاج زنجان در سال 1340 به دنیا آمد . او دومین فرزند یک خانواده پر جمعیت بود ، دو خواهر و پنج برادر داشت . پدرش (یحیی ) در قره آغاج ، کشاورزی می کرد . وقتی قامت یک ساله شد خانواده اش به زنجان مهاجرت کردند و پدر به شغل گاریچی و پس از مدتی به رانندگی مشغول شد . به این ترتیب وضع اقتصادی خانواده بهتر شد . مادر قامت مه پاره بیات ، نیز برای کمک به در آمد خانواده قالی بافی می کرد .
قامت قبل از ورود به دبستان مدتی به مکتبخانه نزد فردی به نام ملاعزت رفت و قرآن را فرا گرفت . تمام کوشش وی در مکتبخانه بر یادگیری سریع و بی وقفه قرآن بود . علاوه بر کلام قرآن ، پیش از رسیدن به سن هفت سالگی در کلاسهای شبانه مدرسه ابتدایی شرکت می کرد . پس از ورود به کلاسهای روزانه در کلاسهای شبانه هم با جدیت درس می خواند که پس از مدتی اولیا مدرسه از این مسئله اطلاع یافتند و از ثبت نام وی در کلاسهای شبانه خود داری کردند . او در کلاسهای روزانه درس خود را دنبال کرد . قامت در دبستان خاقانی دوره ابتدایی را به پایان برد و در مدرسه راهنمایی انوری و سپس دبیرستان شریعتی (کنونی) تحصیل خود را ادامه داد . او همواره دوستان کمی داشت . وقتی مادر علت این امر را سوال می کرد که چرا فقط با چند نفر از بچه های محل رفت و آمد می کند ؟ می گفت : همین حد که اینها اهل نماز هستند برای من کافی است که با اینها دوست شوم . مادرش می گوید :
قامت با دیگر فرزندان من خیلی فرق داشت . او پسری نظیف و مسئولیت پذیر بود . زمانی که من منزل نبودم به خوبی از خواهران و برادران کوچک تر از خود مواظبت می کرد و خانه را مرتب و تمیز می کرد و به خوبی از عهده کارها بر می آمد .علاوه بر این بسیار پر انرژی بود . وقتی پدرش به او و خواهر و برادرانش پول توجیبی می داد تنها کسی که آن را پس انداز می کرد قامت بود . او از همان پول توجیبی روزانه، یک دست کت و شلوار برای مدرسه اش به قیمت چهل تومان خرید .
با آغاز نهضت اسلامی مردم ایران برعلیه حکومت خود کامه شاه، قامت وارد مبارزه وسیاست شد . قامت و دوستانش به شیشه های سینما سنگ می زدند .آنها می گفتند :چرا باید سینما باز ولی مسجد بسته باشد . در درگیری با پلیس به طرف آنها آجر پرت می کردند و یا کوکتل مولوتف که شیشه را پر از بنزین بودرا آتش می زدند و از پشت بامها به طرف نیروهای انتظامی شاه ستمکار پرتاب می کردند . ا و به نوارهای سخنرانی امام خمینی گوش می داد . چون فعالیت قامت و برادرانش در انقلاب زیاد بود پدرشان تصمیم گرفت آنها را به روستا ببرد . با حیله های مختلف آنها را سوار ماشین کرد ولی قامت ، یوسف و کریم در اواسط راه از ماشین پیاده شدند و به شهر بازگشتند . وقتی مادرشان علت مراجعت شان را پرسید ، قامت گفت : همه در شهر می خواهند انقلاب کنند ، ما به روستا فرار کنیم ؟! 
عاقبت شاه ستمکار مجبور شد تسلیم اراده مردم ایران شود ودر26دی ماه 1357از کشور فرار کند.چند روز بعد از آن همبا آمدن امام خمینی به کشورانقلاب اسلامی به پیروزی رسید.
قامت بیات حالا با خیال راحت تر درس می خواند .در خرداد 1358 دیپلم گرفت و پس از آن وارد سپاه پاسداران شد . بیشتر در سپاه بود، بقیه وقت خود را مطالعه می کرد . 
مادرش می گوید :اغلب تا نیمه شب بیدار می ماند و کتاب می خواند . علی رغم اصرار خانواده هر گز به ازدواج تن نداد . او می گفت : در صورتی که ازدواج کنم نمی توانم به جبهه بروم . این امر ، مرا از پرواز به درگاه حق محروم می کند .نیمه دوم سال 1358 که دانشجویان پیرو خط امام به سفارت آمریکا که مرکزی برای جاسوسی وخرابکاری برعلیه انقلاب اسلامی تبدیل شده بود،هجوم بردند اوحضورداشت.
به دلایل امنیتی این گروگانها را در تهران نگه نداشتند و به صورت پراکنده به شهرهای مختلف فرستادند .
تعدادی از آنان را نیز به زنجان بردند . مسئول گروه حافظ گروگانها ،مرکب از عده ای از دانشجویان،پاسداران و افسران ، قامت بیات بود . 
بیات در غائله کردستان در مبارزه با ضد انقلابیون تجزیه طلب نیز شرکت داشت و با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران در 31 شهریور 1359 به فرمان امام مبنی بر عزیمت به جبهه ها بدون آنکه منتظر اعزام بسیج و یا ستادی بشود به جبهه رفت .
بیات دو ماه بعد از اولین عزیمتش به جبهه به زنجان بازگشت و به منظور تشکیل بسیج فعالیت پرداخت . او از میان افراد سپاه زنجان برای آموزش مربیگری انتخاب و به تهران اعزام شد . پس از باز گشت از این دوره مدتی در جبهه سومار فرماندهی یک گروه از پاسداران را به عهده داشت . بیات به دلیل سوابق بسیار در جبهه و مدیریت بالا به فرماندهی رسید . او اولین فرمانده اعزامی از زنجان به منطقه جنگی بود و سایر نیروها زیر نظر او با دشمن می جنگیدند . او در میان افراد تحت فرماندهی اش از محبوبیت خاصی بر خوردار بود . 
بیات ،در جبهه هم در اوقات فراغت را مطالعه می کرد . با آنکه اوسمت فرماندهی داشت ،به کارهای خدماتی وخدمت رسانی به نیروهای تحت امرش اقدام می کرد. در زمینه انجام فرائض دینی ، اکثر اعمالش را در خفا انجام می داد . 
در عملیات محرم در منطقه سپنتا ، بیات فرماندهی عملیات را بر عهده داشت . در مرحله اول عملیات ، آتش دشمن بسیار سنگین بود و قامت از ناحیه چشم ، پشت و پا مجروح شد ؛ ولی هیچ شکایتی نداشت . همرزمان وی بعد از چند روز که درد شدید شده بود از حرکات صورت وی متوجه درد و جراحت شدند و به اصرار َ، او را به تهران اعزام کردند . پس از اینکه تا حدودی بهبودی یافت به منزل رفت اما از مجروحیت خود به خانواده چیزی نگفت و تنها به این جمله که زخمی شدم و در حال بهبودی است . اکتفا کرد .
بیات با حاج میرزا علی رستم خانی ؛ ابوالفضل پاکداد ، حمید احدی ، محمد ناصر اشتری ، مهدی میر محمدی ، محمود صدر محمدی دوست بود . همه ی اینها شهید شده اند.هر گاه اینها در مکانی جمع می شدند ؛ کشتی می گرفتند ، به طوری که افراد تحت فرماندهی آنها تعجب می کردند . بیات به محسن جزیمی که از نیروهای تحت امرش بود گفته بود تو به من کاراته یاد بده و من به تو مسائل عقیدتی . بیات در عملیات بسیاری مانند طریق القدس ، فتح المبین و ... فرماندهی نیروها را بر عهده داشت . او در وصیت نامه اش خود را چنین توصیف می کند : من پاسدارم و وارث خون های پانزده قرن خط سرخ شهادت تشیع که در عصری استثنایی و پر خاطره قرار گرفته ام و مسئولیتها بر دوشم سنگینی می کند .
قامت بیات در عملیات والفجر مقدماتی ، در منطقه رقابیه در 18 بهمن 1361 به هنگام انجام عملیات شناسایی به همراه چند تن از فرماندهان دیگر ، بر اثر اصابت ترکش خمپاره به سرش به شهادت رسیدند . او اولین شهید خانواده بود پس از شهادت قامت ، برادرش رحیم که در منطقه جنگی حضور داشت روی چهار پایه ای رفت و خطاب به رزمندگان گفت : اگر برادرم شهید شده من هستم .
او نیز بعد ها در جزیره مجنون به شهادت رسید . جسد قامت بیات بعد از زیارت حضرت معصومه به زنجان منتقل و در قبرستان پایین شهدا به خاک سپرده شد .



مربوط به موضوع :
نويسنده رضا نیک زاد تاريخ 1394/3/4 - 4:09 بعد از ظهر | نسخه قابل چاپ |
شهادت میدهم به وحـدانیت معبود رحمان و نبوت انبیاء و ولایت اوصیاء حـق است هرچه از او صادر میشود و قطعی است هرچه را او بخواهد بهشت و دوزخ حق است و قطعاً قیامت فرا میرسد




بسم الله الرحمن الرحیم

لبیک یا خمینی (روحی فدا)
اسلام علیک یا ابا عبد ا…

شهادت میدهم به وحـدانیت معبود رحمان و نبوت انبیاء و ولایت اوصیاء حـق است هرچه از او صادر میشود و قطعی است هرچه را او بخواهد بهشت و دوزخ حق است و قطعاً قیامت فرا میرسد و همه در روز محشر در محضر عدالت حضرت حق ( جل جلاله ) به تناسب عملکردمان با مقام و رتبه خاص حاضر میشویم و در آن روز از طرف مقام اقدس باریتعالی جزای اعمالمان داده خواهد شد و رحیت او در آن روز فقط بر احوال عابدان مخلص و صدیقان و صالحان است.

آنهاییکه فقط برای او زیستن و برای او خواستند و برای او بودند و برای او رقتند آنهاییکه خوف و خشیت الهی چنان وجودشان را گرفته بود که اگر نبود امید بفضل و رحمتش هر آن قالب تهی میکردند و غضب و خشم و عذاب خدا در آنروز بر احوال کسانی است که برای غیر او بودند و زندگیشان آلوده به حق مردمان بود بر کسانیکه ریا کار بودند و مفسد آری از خشم و غضب خدا در آنروز اگر همه عالم را فدیه بدهید رهایی نخواهید جست پس آماده باشید که بچشین دیاری خواهید رفت که حساب اعمال ایت و وادبی است که فقط دستگیر خداست و لاغیر !!!

اللهم الرزقنا فی الدنیا زیارت الحسین (ع) وفی الاخره شفاعه الحسین (ع)
 :ولی ای شیعیان ای محبان ای محبان واقعی حسین (ع) بدامان مولایتان چنگ زنید که ریسمان الهی است. 

چگونه میتوان گفت او که عزت و شرف اسلام را به ما فهماند اوکه به واقع از نیستی به هست ما را آورد و او که همچون پدری برای فرزندان پدر از دست داده و رهبری دلسوز برای اسلام و دشمنی یرصخت و سازش ناپذیر در مقابل کفر و استکبار و نفاق جهانی است بخدا قسم نعمت وجود رهبری همچون امام عزیز را اگر تمام ابرانیان و تابعین اسلام چه شیعه و چه سنی در راه شکرش قطعه قطعه بشوند نخواهند توانست که شکر نعمت تمام این وجود مبارک را بگذارند بروید این حرف شهیدان و منتظران شهادت را به کسانیکه ادعا میکنند مومنند و به آن مقدس مابها که اسلام فقاهتی و ولایتی را نشناخته اند بگویید که اینقدر نگویند حیف از این جوانها که شهید میشوند و این چه اسلامی است که اینقدر باید برایش خون ریخته شود و یا اینکه میگویند ای کاش انقلاب نکرده بودیم بگویید به اینان که اسلام از اولش با خون تضمین شده از زمان هابیل قابیل تا زمان رسول ا...(ص) و از زمان روح ا....(س) تا زمان حضرت ولی عصر (عج) بگویید یاران حسین (ع) وامام خمینی روحی له الفدا قدم در میدان خون گذاشته اند نهال مقدس اسلام با خون بارور گشته و با پیام خونین صادر گشته و جهانی گشته .

خاصیت خون این است که همیشه در جوشش است و هیچگاه از جوشش نخواهد افتاد. بخوانید برای این افراد آیه /23 سوره احزاب را و بگویئد هنوز آن روز نرسیده و خدا کند که هرگز نرسد تا اسلام به شما محتاج شوند و شما متصدی اسلام شوید.انشاالله . امام تا انقلاب حضرت مهدی (عج) با عزت و صحت روح و جان سلامت هستید و این انقلاب را به دست صاحب اصلی تحویل میدهند اشاالله جوانهای ما لبیک گویان به امام عصر خود اسلام را حمایت میکنند. شما لازم نیست برای اسلام دل بسوزانید تا این بچه های مومن حزب الهی هستند تا این خانواده اعظم شهداء هستند اسلام سرافراز و استوار وپرخورش بر علیه کفر و نفاق است و تا خدا پشتیبان اسلام و اسلامییان است امریکا و امریکاییان هیچ غلطی نمیتوانند بکنند و اسلام عزیز را ابداً به شما نیازی نیست.

معمولاً افراد پیام برای امام امت حزب اللهی. خانواد محترم شهداء و نصیحت و وصیت به از خدا بیخبران دارند من نصیحتم به آن از خدا بیخبران این بود که در بالا متذکر شدم و از خداوند میخواهم که اگر قابل هدایتند هدایتشان کند وگرئه هرچه زودتر نا بودشان کند. اما ای امام عزیز و بزرگوتر و ای استادی که هیچوقت لیا قت شاگردیت را پیدا نکردم و نخواهم کرد ای روح بزرگوار در تن مرده است ما چه پیامی با تو دارم ای آنکه هرچه فرا گرفتم از تو گرفتم فقط از تو میخواهم همانطور که شب و روز دست بر دعا داری همانطور که عابدانه و عارفانه شبها تا به صبح با معبود خلوت کرده ای و از برای امت اسلام و اسلام و انقلاب با چشمانی گریان دعا میکنی ما رادعا کن که خداوند بعد از کشته شدن در راهش شهید وارد عرصه محشر قرار بدهد و این نباشد که خدای ناکرده در دنیا به اسم شهید و در آخرت مقام دیگری داشته باشم. دعایمان کن که خداوند تا آخرین لحظات عمرمان ما را خدمتگذار به اسلام و مسلمین وفادار به تو پدر بزرگوار و استاد اعظم و امام عصرمان قرار بدهد. 
دعا کن که آخرین لحظات ما را لحظه شهادتمان قرار دهد و دعا کن که خداوند هرچه هستیم در این دنیا پاکمان کند تا در آنجا رو سپید جز اصحاب تو بدنبال سیدالشهدا (ص) و رسول اکرم (ص) داخل جنت شویم.واما امت حزب الله فکر نمیکنم که در شاءن و مقامی باشم که به شما وصیت و نصیحتی کنم مگرامام عزیز.چون شما عزیزان هستید چنین فرزندان رشیدی 2 تا3 تایا4 تا از یک خانواده تقدیم اسلام کردید به شما عزیزانی که از هر چه در دست داشتید (یعنی جگر گوشه گانتان) تقدیم انقلاب کردید و فریاد دارید که خدایا همه آینها فدای یک لحظه عمر امام بخدا دروغ نمیگویم خانه چند تا از خانواده ها رفتم همه شان اول به ما تسلی و تبریک میگفتند و ما که تسلی میدادیم خدا گواه است ناراحت میشدند و میگفتند فدای یک لحظه از عمرامام اگر ما را هم قبول کنند میرویم اینها که امانتی بود از طرف خدا . 
خدا را شکر که امانت را امانتداری کردیم و خیانت نکردیم درش و بخدا سالم و درست تحویل دادیم ای کاش یکمقداری از دین نعمت این امانت در بیاییم خدا گواه است همین حرف خانواده شهداست مگر ساده است پیام دادن بدین مقربان خدا مگر کم لیاقتی میخواهد فقط و فقط التماس دعا دارم تمام رزمندگان و آن دعای بجان امام بزرگوار در هنگام نماز و دعا برای پیروزی هرچه سریعتر رزمندگان و باز شدن راه بسته شده کریلا انشاالله.

اما به رزمندگان به دریادلان بسیج به عاشقان الله به یاران حسین زمان به ملائکه الله که واقعاً فقط امام لیاقت بوسیدن دست و بازویشان را دارد به سبقت گیرندگان راه عشق و اخلاص و شهادت به شهداء زنده تاریخ و افتخار آفرینان اسلام و دین به عارفان که مقام عرفانی آنها را در شبهای خون و شهادت و ایثار عملیاتها و شبهای تار در داخل گورهای از پیش ساخته برای اخلاص پبدا کردن بحضرت حق و رسیدن به مقام عبوریت و در نیمه شبهای مرده که ندای الهی العفو و با حسین و یا مهدی اردکنی دل شب را میشکافد و کالبد تازه در آن میدمد بدین عزیزانی که بعضیها بدن سالم ندارند یا دست ندارند یا پا ندارند یا چشم ندارند در بدنهایشان آنقدر اثرات ترکشها و گلوله هاست و گاهی اوقات چون نتوانستند این ترکشها را از بدن نازنین این عزیزان در بیاورند یا خودشان تمانده اند و از بیمارستان فرار کردند و دوباره به جبهه ها آمدند.
بدن یا قسمتی از آن چرک کرده و مانع سلامتی آنها میشود که این دردها بسیار اجری دارد بخدا قسم لیافت بوسه زدن بر این زخمها بر این بدنها بردست و بازوی این جوانان عاشق را کسی ندارد.گویا شود و پیام به این افرادی که پیام را خود اینها با اعمالشان به ما گفتند بدهند.خدایا لااقل فرجی حاصل کن که این شهیدان زنده بمانند و لااقل ما پیام گیرنده از این پیام آوران باشیم فقط و فقط التماس دعای فراوان از همگی این عارفان شب و شیران زوز و پاسداران اسلام هم برای امام امت و هم برای پیروزی و سلامتی و هدایت رزمندگان اسلام و مسلمین را دارم انشاالله همیشه سالم باشید و به اسلام خدمت کنید.

و اما به جوانهایی که هنوز انقلاب را نشناخته اند وهنوز در خطی غیراز خط اسلام و امام قدم میدارند که فقط یک توصیه به آنها دارم و بس اگر واقعاً آنطور که میگویند دلسوز بحال این مردم بیچاره و فقیر(بقول خودشان) هستند و سعادت این ملت را میخواهند لااقل اگر حسی دارند و احساس درد مردم را میکنند این قدر حرف نزنند حرف زدن و عمل نکردن و فقط نق زدن کاریک عده لاابالی و بی قید است بیایند به اسم دفاع ملی لازم هم نیست حتماً برای اسلام بروند نه بروند برای دفاع از میهن و سرزمین آبا و اجدادی خودشان بروند فقط بمدت /2 ماه در کنار این بچه های مخلص بسیجی و سپاهی و ارتشی بیائئد و پیش عزیزان و دریادلان بسیج و یکبار هم وارد یک عملیات بشوند آنوقت اگر باز هم همان آدم سابق بودند بروند بروند دنبال این که جزو حیواناتی بگردند که همنوعشان و همفکرشان باشد چون دیگر اینها انسان نیستند و بقول مولانا:

                                                                        
اگرآدمی بچشم است و بگوش و حلق و بینی.....................چه میان نقش دیوار ومیان آدمیت
بحقیقت آدمی باش و گرنه مرغ باشد                             که همی سخن بگوید به زبان آدمیت

خلاصه و آخر مطلب این است که اینان در صورتی که حقیقت را میدانند و انکار میکنند مصداق سوره شریفه آیه 7یا8 هستند واگر به راه آمدند که از خدا بخواهند که در راه هدایتشان کند و به آنان راه را نشان دهد از خداوند میخواهم که همه را هدایت کند و قلبهای ما را روشن و تیمار به نور قرآن کند و شناخت بخودش و مکتبش و قرآنش را به ما الهام کند و بدهد انشاالله ما من کوچک تراز آنم که به خانواده چیزی بگویم امید وارم مادرم من را به بزرگیش ببخشد ودر پرورش خواهرانم کوشاباشد وآنهارا زینب وار بزرگ کند و به برادرانم راه امام را در پیش بگبرند .   
                                                    
والسلام علیکم و حمه ا....وبرکاته



مربوط به موضوع :
نويسنده رضا نیک زاد تاريخ 1394/3/4 - 4:08 بعد از ظهر | نسخه قابل چاپ |
محبوب ترين وبگاه

طراحي و کدنويسي قالب : عليرضاحقيقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

آرشيو مطالب
پيوندهاي وبگاه
برچسب‌ها
نظر شما از قالب ومطالب وبلاگ شهدا شرمنده ایم چیست؟